از سلول تا دستگاههای بدن (Tissues, Organs, Systems)
سلولها چطور با هم بافت میسازن، بافتها اندام، و اندامها دستگاههایی که این دوره یکییکی نشونت میده.
نردبون
سلول، بافت، اندام، دستگاه، خودت
هر پلهی این نردبون یه تیمه که از پلهی پایینی ساخته شده. بافت (tissue) یعنی کلی سلول شبیه هم که با هم یه کار رو انجام میدن. اندام (organ) یعنی چند تا بافت که مثل یه واحد با هم کار میکنن، مثل قلب یا معده. دستگاه (organ system) یعنی گروهی از اندامها که یه کار بزرگتر رو با هم انجام میدن، مثل قلب و رگها و خون که همهچیز رو تو بدن میچرخونن. همهی دستگاهها با هم موجود زنده رو میسازن: یعنی خودت.
سلول ماهیچهی قلب ← بافت ماهیچهی قلب ← قلب ← دستگاه گردش خون ← آدمی که میتونه دنبال اتوبوس بدوه.
خودت رو امتحان کن
کدوم فهرست از کوچیکترین به بزرگترین مرتب شده؟
- بافت، سلول، اندام، دستگاه
- سلول، اندام، بافت، دستگاه
- سلول، بافت، اندام، دستگاه
- اندام، بافت، سلول، دستگاه
جواب رو ببین
سلول، بافت، اندام، دستگاه
درسته. سلولها بافت میسازن، بافتها اندام، و اندامها دستگاه.
قدمبهقدم ببین

یه سلول ماهیچهی قلب این نردبون رو با قلب بالا میریم. این یه سلول ماهیچهی قلبه، تنها؛ یه قطعهی کوتاه با گوشههای گرد که هستهش نقطهی وسطشه، با برچسب 1.

کلی سلول از یه نوع: یه بافت کلی از همون سلولهای یکسان رو کنار هم بچین، یه بافت داری؛ اینجا بافت ماهیچهی قلب. این شبکه نمایندهی هزاران سلوله، با برچسب ×1000s، که همه یه کار رو انجام میدن: منقبض شدن.

چند تا بافت با هم: یه اندام ردیف بزرگتر میشه: سلول، بعد بافت، بعد یه اندام، یعنی قلب. دور بافت ماهیچهایش یه لایهی بیرونی و یه پوشش داخلی پیچیده شده که میبینی تو دل هم تو شکل قلب نشستن؛ هر لایه یه بافت متفاوته و همه با هم مثل یه پمپ کار میکنن.

اندام بهاضافهی رگها: یه دستگاه ته ردیف، یه قلب کوچیکتر وسط یه شبکه از رگهاییه که شاخهشاخه تا لبهها میرن؛ نارنجی برای خونِ پراکسیژن و آبی برای خونی که اکسیژنش رو داده. قلب بهاضافهی رگها و خونی که توشونه یه دستگاه میسازن: دستگاه گردش خون.
خودت رو امتحان کن
تو قابها، اون شبکهی هزاران سلول یکسانِ ماهیچهی قلب نمونهای از کدوم سطح بود؟
- یه سلول
- یه بافت
- یه اندام
- یه دستگاه
جواب رو ببین
یه بافت
درسته. کلی سلول شبیه هم که یه کار رو انجام میدن یه بافت میسازن. قلب فقط وقتی اندام شد که چند تا بافت روی هم قرار گرفتن.
چهار نوع اصلی بافت
- پوششی (epithelial): پوششها و آستر سطحها، مثل سطح پوستت و داخل رودهت.
- پیوندی (connective): نگه میداره و به هم وصل میکنه، مثل استخون، تاندون و چربی. خون هم جزوشه: یه بافت پیوندی که بهجای مادهی سفت، مایع داره.
- ماهیچهای (muscle): منقبض میشه، تا استخونها رو تکون بده، خون رو پمپ کنه یا غذا رو جلو ببره.
- عصبی (nervous): سیگنالهای الکتریکی میبره، تو مغز، نخاع و عصبها.
یه مثال کامل
معده از هر چهار تا استفاده میکنه
بافت یه نوع لایهست؛ اندام چند تا بافت رو با هم ترکیب میکنه. معده مثال خوبیه. داخلش با بافت پوششی پوشیده شده که اسید و مخاطِ محافظ میسازه. دورش لایههای ماهیچهای هست که غذات رو هم میزنن. بافت پیوندی لایهها رو کنار هم نگه میداره و رگهای خونی رو میرسونه. و عصبها به ماهیچهها میگن کِی فشار بدن.
هر کدوم از این چهار تا رو برداری، معده دیگه معده نیست: پوشش نباشه، اسید نیست؛ ماهیچه نباشه، هم زدنی نیست؛ عصب نباشه، زمانبندیای نیست.
خودت رو امتحان کن
کدوم نوع بافت سطحها رو میپوشونه و آسترشون میشه، مثل داخل رودهت؟
- پیوندی
- ماهیچهای
- عصبی
- پوششی
جواب رو ببین
پوششی
درسته. بافت پوششی پوششها و آسترها رو میسازه: سطح پوست، پوشش روده، داخل راههای هوایی.
| دستگاه | بخشهای اصلی | کجای این دوره |
|---|---|---|
| اسکلتی و ماهیچهای | استخون، مفصل، ماهیچه | درس ۳ |
| گردش خون | قلب، رگها، خون | درس ۴ و ۵ |
| تنفسی | راههای هوایی، ریه، دیافراگم | درس ۶ |
| گوارش | از دهان تا روده، کبد، لوزالمعده | درس ۷ |
| ادراری | کلیه، مثانه | درس ۸ |
| ایمنی و لنفاوی | گلبولهای سفید، غدد لنفاوی | درس ۹ |
| عصبی | مغز، نخاع، عصبها | درس ۱۰ |
| غدد درونریز | غدهها و هورمونها | درس ۱۱ |
| پوششی (پوست) | پوست، مو، ناخن | گذرا، درس ۹ و ۱۲ |
| تولیدمثل | اندامهای تولیدمثل | تو این دوره نیست |
خودت رو امتحان کن
لوزالمعده (pancreas) فقط جزو یه دستگاهه: دستگاه گوارش.
جواب رو ببین
نادرست
غلطه. لوزالمعده شیرههای گوارشی میسازه که میرن تو روده، پس جزو دستگاه گوارشه. ولی هورمونهایی مثل انسولین رو هم تو خون میریزه، پس جزو دستگاه غدد درونریز هم هست. یه اندام میتونه به بیشتر از یه دستگاه خدمت کنه.
همایستایی (Homeostasis)
ثابت نگه داشتن شرایط داخل بدن در حالی که دنیای بیرون عوض میشه. همهی دستگاههات به همین یه هدف خدمت میکنن: نگه داشتن دمای مرکزی بدن نزدیک ۳۷ درجه، و نگه داشتن قند خون، آب و اکسیژن تو یه بازهی باریک. هر وقت چیزی از جاش در بره، بدن میفهمه و برش میگردونه.
یه روز گرم عرق میکنی که خنک بشی؛ یه روز سرد میلرزی که گرما بسازی. دو واکنش برعکس، یه هدف: دمای مرکزیای که نزدیک ۳۷ درجه بمونه.
خودت رو امتحان کن
کدوم گزینه همایستایی رو بهتر توصیف میکنه؟
- ثابت نگه داشتن شرایط داخل بدن در حالی که بیرون عوض میشه
- یکسان کردن همهی سلولهای بدن
- ساختن سلولهای تازه بهجای سلولهای قدیمی
- اینکه دمای بدن دنبال هوای بیرون بره
جواب رو ببین
ثابت نگه داشتن شرایط داخل بدن در حالی که بیرون عوض میشه
درسته. دما، قند خون، آب و اکسیژن همه تو بازههای باریک نگه داشته میشن، بیرون هر خبری باشه. درس ۱۲ با دویدن دنبال اتوبوس دوباره سراغش میآد.
مرور درس
- نردبون: سلول ← بافت ← اندام ← دستگاه ← خودت.
- بافت یعنی کلی سلول شبیه هم که یه کار رو انجام میدن؛ چهار نوع اصلی داره: پوششی، پیوندی، ماهیچهای و عصبی.
- اندام چند تا بافت رو ترکیب میکنه، مثل معده که از هر چهار تا استفاده میکنه. خون هم یه بافته، از نوع پیوندی.
- حدود ۱۱ دستگاه کار رو بین خودشون تقسیم میکنن، و یه اندام میتونه جزو بیشتر از یه دستگاه باشه، مثل لوزالمعده.
- همهشون به همایستایی خدمت میکنن: ثابت نگه داشتن دما، قند خون، آب و اکسیژن داخل بدنت.