پث‌وایز

هنر قصه‌گویی و روایتگری (The Art of Storytelling) · درس ۴ از ۱۲ · ۱۲ دقیقه

شخصیت با انتخابش معلوم می‌شه

صفت آدم رو واقعی نمی‌کنه؛ کاری که زیر فشار می‌کنه واقعیش می‌کنه. یاد می‌گیری شخصیت رو با یه انتخاب هزینه‌دار نشون بدی و بهش یه ضعف بدی که سر راه خواسته‌ش باشه.

دو جور آشنایی با خانم توکلی

صفت

خانم توکلی زن مهربون و دست‌ودل‌بازی بود که همیشه به فکر بقیه بود.

یه انتخاب

خانم توکلی تو صف نونوایی پولش رو دو بار شمرد. بعد به جای دوتا سنگک چهارتا گرفت و دوتاش رو گذاشت پشت در دانشجوی طبقه‌ی پایین؛ همونی که کل هفته چراغش تا صبح روشن بود.

اصل ماجرا

شخصیت‌پردازی از طریق دوراهی‌های دشوار (Character through Choice)

وقتی می‌فهمیم یه نفر کیه که مجبور باشه انتخاب کنه، و اون انتخاب براش خرج داشته باشه. وقتی مفته همه دست‌ودل‌بازن. خانم توکلی پولش رو دو بار شمرد، پس می‌دونیم پول اون نون براش کم نبود، و با این حال داد. همون هزینه‌ست که به انتخاب صدا می‌ده.

فشار می‌تونه کوچیک باشه: آخرین صندلی خالی اتوبوس، اشتباهی که فقط تو متوجهش شدی، فکر بد رفیقت که بقیه دارن براش دست می‌زنن. شخصیت تو چی کار می‌کنه؟

خودت رو امتحان کن

امید می‌خواد خواننده ببینه که شخصیتش، رضا، آدم درستکاریه. کدوم جمله بهتر این کار رو می‌کنه؟

  1. «صندوق‌دار بقیه‌ی پول رو زیادی داد. رضا دیرش شده بود و اون هفته هم دستش تنگ بود. برگشت.»
  2. «هر کی رضا رو می‌شناخت، از نونوا تا کارمند بانک، می‌گفت تو عمرش یه دونه دروغ هم نگفته.»
  3. «رضا درستکارترین مرد کل محل بود.»
  4. «رضا از ته دل باور داشت که صداقت مهم‌ترین ارزشه.»
جواب رو ببین

«صندوق‌دار بقیه‌ی پول رو زیادی داد. رضا دیرش شده بود و اون هفته هم دستش تنگ بود. برگشت.»

درسته. دیرش شده و دستش تنگه، پس برگشتن براش خرج داره. ما می‌بینیم که این خرج رو می‌ده و خودمون نتیجه می‌گیریم که درستکاره.

نقطه ضعف شخصیتی (Character Flaw)

اسم · فن قصه

یه نقطه‌ضعف، ترس یا نقطه‌ی کور که زندگی شخصیت رو سخت‌تر می‌کنه و معمولاً دقیقاً سر راه همون چیزیه که می‌خواد. ضعف یه عادت بامزه نیست («همیشه دیر می‌رسه»). چیزیه که براش گرون تموم می‌شه.

خواسته: نگار می‌خواد تیمش بهش احترام بذاره. ضعف: نمی‌تونه بگه «اینو نمی‌دونم». برای همین تو هر جلسه، همون کاری که می‌کنه تا قوی به نظر بیاد، اعتماد بقیه رو از بین می‌بره.

بیرون و درون

مانع درونی

تو درس ۱ مانع بیرون بود: اتوبوس خراب، مغازه‌ی بسته. ضعف یه مانع دوم بهت می‌ده، توی خود آدم. قوی‌ترین قصه‌ها از هر دو استفاده می‌کنن: مشکل بیرونی شخصیت رو مجبور می‌کنه با مشکل درونیش روبه‌رو بشه. تغییری که تو درس ۳ گفتیم هم از همین‌جا میاد.

مانع بیرونی سارا میکروفونی بود که سوت می‌کشید و کاغذی که جا مونده بود. مانع درونیش ترسی بود که از مدرسه با خودش آورده بود. جا موندن کاغذ مجبورش کرد با اون ترس روبه‌رو بشه.

کاوه به همه گفته بود روزی که رمانش قبول بشه استعفا می‌ده.
ایمیل سه‌شنبه اومد: قبوله، با چندتا اصلاح.
سه بار خوندش، لپ‌تاپ رو بست، و رفت از مدیرش بپرسه اون ترفیع چی شد.

خروجی

خواسته: نویسنده شدن.
ضعف: می‌ترسه واقعاً به عنوان نویسنده قضاوتش کنن.
این انتخاب (رفتن سمت کار امن، درست همون لحظه‌ای که در باز شده) بیشتر از یه صفحه توصیف کاوه رو بهمون نشون می‌ده. یه دونه صفت هم خرج نشد.

انتخاب همون‌قدر که می‌تونه یه خوبی رو نشون بده، می‌تونه یه ضعف رو هم رو کنه. خیلی وقت‌ها قصه‌ی جالب‌تر همینه.

خودت رو امتحان کن

این جمله شخصیت رو نشون می‌ده، یا فقط بهش برچسب می‌زنه؟

  • به راننده‌ی اسنپ گفت از مسیر طولانی‌تر بره، که تماس باباش قبل از رسیدن تموم بشه.
  • دختر خیلی شجاع و بااراده‌ای بود.
  • رئیسش جلوی همه از اون فکر تعریف کرد. گفت: «راستش، فکر مینا بود.»
  • از اول آدم خودخواهی بود.
  • معلم قدیمیش رو اون‌ور خیابون دید، یه نگاه به ساعت کرد، و با این حال رفت اون‌ور.
  • همه می‌گفتن دلش مثل آینه صافه.
جواب رو ببین

با انتخاب نشون می‌ده: به راننده‌ی اسنپ گفت از مسیر طولانی‌تر بره، که تماس باباش قبل از رسیدن تموم بشه., رئیسش جلوی همه از اون فکر تعریف کرد. گفت: «راستش، فکر مینا بود.», معلم قدیمیش رو اون‌ور خیابون دید، یه نگاه به ساعت کرد، و با این حال رفت اون‌ور.

فقط برچسب: دختر خیلی شجاع و بااراده‌ای بود., از اول آدم خودخواهی بود., همه می‌گفتن دلش مثل آینه صافه.

چای کیسه‌ای تو آب جوش

چای کیسه‌ای خشک تقریباً هیچی بهت نمی‌گه. بندازش تو آب جوش تا معلوم بشه توش چیه. شخصیت هم همینه: صحنه‌های آروم و توصیف‌ها همون کیسه‌ی خشکن، و فشار همون آب جوشه. جایی که این تشبیه جواب نمی‌ده: چای همیشه همون رنگ رو پس می‌ده. آدم زیر فشار ممکنه خودش رو هم غافلگیر کنه، و یه آدم دیگه ازش بیرون بیاد.

خودت رو امتحان کن

برای اینکه شنونده شخصیت اصلیت رو دوست داشته باشه، نباید هیچ ضعف جدی‌ای بهش بدی.

جواب رو ببین

نادرست

غلطه. آدم بی‌ضعف تو درونش چیزی نداره که باهاش کلنجار بره، برای همین غیرواقعی و یه کم از خود راضی به نظر میاد. ما به شخصیتی اعتماد می‌کنیم و دوستش داریم که ضعفش رو بشناسیم، مخصوصاً وقتی می‌بینیم داره باهاش می‌جنگه.

چهارتا سؤال برای ساختن یه آدم

  1. چی می‌خواد؟

    همون خواسته‌ی ملموس درس ۱.

  2. چی تو خودش سر راهشه؟

    یه ترس، یه عادت، یه غرور. چیزی که قبلاً هم براش گرون تموم شده.

  3. کجا مجبور می‌شه انتخاب کنه؟

    لحظه‌ای رو پیدا کن که نمی‌تونه هر دو رو داشته باشه: خواسته یا راحتی، حقیقت یا رفاقت.

  4. این انتخاب چه خرجی داره؟

    وقت، پول، آبرو، امنیت. اگه هیچ خرجی نداره، یه لحظه‌ی سخت‌تر پیدا کن.

خودت رو امتحان کن

مریم داره برای مراسم یادبود پدربزرگش یه متن می‌نویسه. تو پیش‌نویسش اومده: «مغرور و زحمت‌کش بود و خیلی دوستمون داشت.» کدوم بازنویسی بیشتر به این درس می‌خوره؟

  1. «فوق‌العاده مغرور، بی‌نهایت زحمت‌کش بود و ما رو از همه‌چی بیشتر دوست داشت.»
  2. «به قول معروف، مرد رو به عملش می‌شناسن، و اون همچین مردی بود.»
  3. «تو یه روستای کوچیک به دنیا اومد، بیست‌سالگی اومد شهر، سی‌وپنج سال تو یه کارخونه کار کرد، شصت‌سالگی بازنشسته شد و بعدش بیشتر روزهاش رو با نوه‌هاش تو حیاط می‌گذروند.»
  4. «هشتاد سالش بود و نمی‌ذاشت کسی کیسه‌ی خریدش رو بیاره. ولی وقتی کنکور رو خراب کردم، دوتا اتوبوس عوض کرد اومد کنارم نشست، و یه کلمه هم از کنکور نگفت.»
جواب رو ببین

«هشتاد سالش بود و نمی‌ذاشت کسی کیسه‌ی خریدش رو بیاره. ولی وقتی کنکور رو خراب کردم، دوتا اتوبوس عوض کرد اومد کنارم نشست، و یه کلمه هم از کنکور نگفت.»

آره. کیسه‌ی خرید غرورش رو نشون می‌ده (یه ضعف کوچیک) و اون دوتا اتوبوس محبتش رو، با انتخابی که براش زحمت داشت. هیچ صفتی هم لازم نشد.

مرور درس

  • صفت به شخصیت برچسب می‌زنه؛ انتخاب زیر فشار نشونش می‌ده.
  • انتخاب باید یه خرجی داشته باشه: وقت، پول، آبرو، راحتی.
  • به آدمت یه ضعف بده که سر راه خواسته‌ش باشه. این همون مانع درونیه.
  • مشکل بیرونی باید مجبورش کنه با مشکل درونی روبه‌رو بشه. تغییر از همین‌جا میاد.

فقط نخونش، نگهش دار

پث‌وایز هر ایده رو درست قبل از اینکه فراموشش کنی با یه سؤال کوتاه برمی‌گردونه. رایگان روی اندروید و وب، به فارسی و انگلیسی.

Cafe Bazaar Myket باز کردن نسخه‌ی وب

همه‌ی درس‌های این دوره

  1. یه نفر یه چیزی می‌خواد
  2. مخاطره و هزینه‌ی شکست: چرا باید برام مهم باشه؟ (Stakes)
  3. شکل قصه: ساختار سه‌پرده‌ای (Three-Act Story Structure)
  4. شخصیت با انتخابش معلوم می‌شه
  5. تصویر کن، توضیح نده (Show, Don't Tell)
  6. دیالوگی که واقعی به نظر بیاد
  7. شروعی که قلاب می‌ندازه
  8. کشش و سرعت قصه
  9. گره‌گشایی و پایان‌بندی ماندگار (Resolution & Climax)
  10. قصه سر کار: ارائه و پیشنهاد
  11. تعریف کردن قصه‌ی خودت
  12. ویرایش: این‌قدر حذف کن تا قصه جون بگیره