پث‌وایز

مدل‌های ذهنی: شفاف فکر کن، بهتر تصمیم بگیر (Mental Models) · درس ۸ از ۱۲ · ۱۲ دقیقه

هزینه‌ی از دست رفته

چیزی که خرج کردی هر تصمیمی بگیری رفته، پس به انتخابت کمکی نمی‌کنه. یاد می‌گیری آینده رو جدا بسنجی و برای دلیل‌هایی ادامه بدی یا وایسی که هنوز جلوت‌ان.

چرا مهمه

مغالطه‌ی هزینه‌ی سوخته (Sunk Cost Fallacy)

پول کلاس رو دادی و کلاس کسل‌کننده‌ست. هشت ماه برای مغازه وقت گذاشتی و به‌زور سربه‌سر می‌شه. بیست دقیقه تو صف وایسادی. تو همه‌ی این‌ها یه صدایی می‌گه: «الان که نمی‌تونم ول کنم، ببین چقدر پاش گذاشتم.» این یه جمله برای آدم‌ها بیشتر از تقریباً هر جمله‌ی دیگه‌ای تو این دوره پول و سال آب کرده.

دقت کن که این نه تنبلیه نه ضعف تو حساب‌وکتاب. یه آدمه که داره با تمام توان از چیزی محافظت می‌کنه که از قبل خرج شده.

مغالطه‌ی هزینه هدررفته (Sunk Cost Fallacy)

تله‌ی ذهنی

پول، وقت یا تلاشی که خرج کردی و هر تصمیمی بگیری برنمی‌گرده. چون تو هر دو حالت یکیه، هیچ اطلاعاتی درباره‌ی اینکه کدوم راه رو بری بهت نمی‌ده. اینکه ازش به‌عنوان دلیلی برای ادامه دادن استفاده کنی، همون چیزیه که اقتصاددون‌ها بهش می‌گن خطای هزینه‌ی از دست رفته.

بلیت خریده شده. موندن تو سالن سینما پول رو برنمی‌گردونه و بلند شدن هم دو بار خرجش نمی‌کنه. تنها سؤال زنده اینه که نود دقیقه‌ی بعدی رو چطور ترجیح می‌دی بگذرونی.

ماشین قدیمی امیر: تعمیرش کنه یا بفروشه؟

خرج تعمیرهای سال گذشته:      ۱۲ میلیون  <- هر تصمیمی بگیره رفته
قیمتی که مکانیک الان می‌گه:      ۹ میلیون
ارزش ماشین بعد از این تعمیر:   ۶۰ میلیون
چقدر بعدش کار می‌ده:          حدود یه سال
یه ماشین قابل‌اعتماد:         ۱۴۰ میلیون

سؤال غلط: «۱۲ میلیون پاش دادم، الان که نمی‌تونم ول کنم.»
سؤال درست: «از امروز به بعد، ۹ میلیون چی برام می‌خره؟»

خروجی

۹ میلیون حدود یه سال رانندگی می‌خره که وگرنه باید ۱۴۰ میلیون براش می‌داد.
تعمیرش می‌کنه، و اون ۱۲ میلیون هیچ نقشی تو این تصمیم نداشت.
اگه مکانیک گفته بود ۷۰ میلیون، همون ۱۲ میلیون باز هم بی‌ربط بود و امیر می‌فروخت.

عددها فقط مثاله. دقت کن که جمع خرج‌های گذشته دو بار تو تصمیم ظاهر شد و هیچ‌کدوم دفعه چیزی رو عوض نکرد. هزینه‌ی از دست رفته یعنی «ول کن» نیست؛ یعنی گذشته حق رأی نداره.

خودت رو امتحان کن

نازنین پول یه دوره‌ی شیش‌ماهه‌ی عکاسی رو از قبل داده. دو ماه گذشته و نه ازش لذت می‌بره نه جایی می‌رسوندش. شهریه هم برگشت نداره. واقعاً چی این تصمیم رو مشخص می‌کنه؟

  1. باید تمومش کنه، وگرنه پولی که داده حروم می‌شه
  2. فقط وقتی باید ول کنه که بتونه جاش رو به یکی دیگه بفروشه
  3. باید تمومش کنه، چون آدمی که کارها رو نصفه ول می‌کنه هیچ‌وقت چیز درست‌وحسابی نمی‌سازه
  4. پول در هر حالت رفته: چهار ماه بعدی ارزش هفته‌ای سه تا شب رو داره یا نه؟
جواب رو ببین

پول در هر حالت رفته: چهار ماه بعدی ارزش هفته‌ای سه تا شب رو داره یا نه؟

آره. شهریه چه بره چه نره یکیه، پس نمی‌تونه ترازو رو بچرخونه. چیزی که زنده‌ست وقت پیش روشه و اینکه اون وقت چی دیگه‌ای براش می‌خره.

دو تا سؤال که فقط یکیش به درد می‌خوره

تا حالا چقدر پاش گذاشتم؟

رو به گذشته‌ست. حس وفاداری و جدی بودن می‌ده. این عدد فقط بزرگ‌تر می‌شه، پس این سؤال فقط می‌تونه بگه ادامه بده — و برای همینه که این‌همه آدم رو تو مغازه، شغل و شهر اشتباه گیر انداخته.

از اینجا به بعد چی گیرم میاد؟

رو به جلوئه. هزینه و سود ادامه دادن رو با هزینه و سود وایسادن مقایسه می‌کنه، از امروز به بعد. گاهی می‌گه وایسا. خیلی وقتا هم می‌گه ادامه بده، و اون‌وقت به دلیلی ادامه می‌دی که واقعاً درسته.

چهار حرکت که بیرونت میاره

  1. چیزی که رفته رو بنویس، بعد خطش بزن

    پول، ماه‌ها، تلاش. دیدن عدد اشکالی نداره. خط زدنش نکته رو می‌رسونه: این عدد تو هر دو آینده یکیه، پس نمی‌تونه بینشون انتخاب کنه.

  2. سؤال غریبه رو بپرس

    اگه یه دوستت امروز دقیقاً همین وضعیت رو برات تعریف می‌کرد، بدون اینکه هنوز چیزی خرج کرده باشه، بهش می‌گفتی شروع کنه؟ اگه جواب یه «نه»ی روشنه، جوابت رو گرفتی.

  3. دو تا آینده رو مقایسه کن، نه دو تا گذشته رو

    ادامه دادن از امروز این‌قدر خرج داره و این‌قدر میاره. وایسادن از امروز این‌قدر خرج داره و این‌قدر میاره. کل تصمیم همین چهار تا چیزه.

  4. برای کار بعدی از اول خط خروج بکش

    «اگه تا ماه شیشم یه مشتری پول‌ده نداشتم، وایمیسم.» کشیدن این خط وقتی خونسردی هیچی خرج نداره و اون نسخه‌ای از تو رو نجات می‌ده که اون‌قدر درگیر شده که نمی‌تونه بکشدش.

خودت رو امتحان کن

رفته، یا هنوز جلوته؟

  • شهریه‌ای که نازنین دو ماه پیش داد
  • شب‌هایی که کلاس‌های باقی‌مونده می‌گیرن
  • دو سالی که کامران تو اون شرکت کار کرده
  • حقوقی که سال بعد اونجا می‌گیره
  • بیعانه‌ی یه سفر که برگشت نداره
  • بلیت‌های همون سفر که هنوز نگرفته
جواب رو ببین

رفته: شهریه‌ای که نازنین دو ماه پیش داد, دو سالی که کامران تو اون شرکت کار کرده, بیعانه‌ی یه سفر که برگشت نداره

هنوز جلوته: شب‌هایی که کلاس‌های باقی‌مونده می‌گیرن, حقوقی که سال بعد اونجا می‌گیره, بلیت‌های همون سفر که هنوز نگرفته

چرا ولت نمی‌کنه

وایسادن یعنی قبول کنی اشتباه کردی

دو تا چیز می‌کشدت عقب. ادامه دادن داستان رو باز نگه می‌داره، ولی وایسادن یه «شاید» رو تبدیل می‌کنه به یه باخت قطعی که باید تو چشمش نگاه کنی. شاهد هم هست: به خانواده‌ت از مغازه گفتی، همکارهات دیدن که پروژه رو شروع کردی. ول کردن حس جلوی جمع اشتباه کردن می‌ده.

برای همینه که سخت‌ترین هزینه‌های از دست رفته هیچ‌وقت پول نیستن. کندن از سه سال تو یه شغل اشتباه خیلی سخت‌تر از یه گوشیه که گرون خریدی.

خودت رو امتحان کن

مهرداد یه سال شب‌ها روی یه اپلیکیشن کوچیک کار کرده. دیروز یه شرکت بزرگ دقیقاً همون رو رایگان منتشر کرد. تصمیم می‌گیره ادامه بده، چون وگرنه یه سال کارش حروم می‌شه.

جواب رو ببین

نادرست

اون یه سال تو هر دو آینده خرج شده و هیچ کاری الان برش نمی‌گردونه. سؤال زنده اینه که سال بعدی در برابر یه رقیب رایگان چی براش میاره. شاید جواب خوبی هم داشته باشه، مثلاً گروهی از کاربرها که نسخه‌ی رایگان نادیده گرفته، ولی «وگرنه حروم می‌شه» جوابش نیست.

خودت رو امتحان کن

سارا هشت ماه و بیشتر پس‌اندازش رو گذاشته رو کسب‌وکار شمع. فروشش الان خرج مواد اولیه رو درمیاره ولی وقت خودش رو نه. یه دوستش بهش یه کار ثابت از ماه بعد پیشنهاد می‌ده. کدوم استدلال درسته؟

  1. ادامه بده، وگرنه اون هشت ماه و پس‌اندازش الکی از بین می‌ره
  2. کار رو قبول کنه: از چند ماه پیش باید می‌فهمید این‌جوری می‌شه و جلوی ضرر رو می‌گرفت
  3. شیش ماه بعدی کسب‌وکار رو با چیزی که اون کار میاره بسنجه
  4. حداقل تا وقتی پولی که گذاشته رو درنیاورده ادامه بده
جواب رو ببین

شیش ماه بعدی کسب‌وکار رو با چیزی که اون کار میاره بسنجه

درسته. پس‌انداز تو هر دو آینده خرج شده. سارا شیش ماه بعدی کسب‌وکار رو، با چیزی که درباره‌ی تقاضای واقعی یاد گرفته، با شیش ماه کار ثابت مقایسه می‌کنه. هر کدوم از این دوتا می‌تونه جواب درست باشه.

خوب وایسادن

  • تصمیمت رو از اینجا به بعد بگو: «با جایی که امروز وایسادم، این قدم بعدی بهتره.» این اعتراف به احمقانه بودن شروع نیست.
  • بگو چی رو با خودت می‌بری. هشت ماه مغازه‌داری تجربه‌ایه که کسی نمی‌تونه ازت پس بگیره.
  • به بقیه دلیل بده، نه عذرخواهی. «عددها دیگه جور درنمی‌اومدن» بحث رو سریع‌تر از دفاع کردن تموم می‌کنه.
  • بعد برای کار بعدی خط خروج رو بکش، وقتی هنوز هیچی پاش نذاشتی.

خودت رو امتحان کن

هر موقعیت رو به سؤالی وصل کن که واقعاً تصمیم رو می‌گیره

جواب رو ببین
  • فیلمی که پولش رو دادی و نیم‌ساعت گذشته و لذت نمی‌بری → نود دقیقه‌ی بعدی بهترین استفاده از این شبه؟
  • رشته‌ای که دو ساله توشی و ازش خوشت نمیاد → سال سوم چی بهت می‌ده که ول کردن نمی‌ده؟
  • صفی که بیست دقیقه‌ست توش وایسادی → از همین حالا، چقدر دیگه باید صبر کنی؟
  • صورت‌حساب تعمیری که هی بیشتر می‌شه → این تعمیر بیشتر از همین پول تو جای دیگه می‌ارزه؟

مرور درس

  • پول، وقت و تلاشی که خرج کردی تو همه‌ی آینده‌ها یکیه، پس نمی‌تونه بینشون انتخاب کنه.
  • بپرس از اینجا به بعد چی گیرت میاد، نه اینکه تا حالا چقدر پاش گذاشتی. سؤال دوم فقط می‌تونه بگه «ادامه بده».
  • سؤال غریبه گره رو باز می‌کنه: امروز، از صفر، به یه دوستت می‌گفتی این کار رو شروع کنه؟
  • چنگ می‌ندازه چون وایسادن یعنی یه باخت قطعی و اشتباه کردن جلوی چشم بقیه.
  • این مجوز ول کردن کارهای سخت نیست، و قول و جریمه‌ی واقعی جزو هزینه‌های پیش روتن.

فقط نخونش، نگهش دار

پث‌وایز هر ایده رو درست قبل از اینکه فراموشش کنی با یه سؤال کوتاه برمی‌گردونه. رایگان روی اندروید و وب، به فارسی و انگلیسی.

Cafe Bazaar Myket باز کردن نسخه‌ی وب

همه‌ی درس‌های این دوره

  1. نقشه خود زمین نیست
  2. فکر کردن از پایه
  3. دایره‌ی صلاحیت
  4. نرخ پایه
  5. ارزش مورد انتظار (Expected Value)
  6. فکر کردن مرتبه‌ی دوم
  7. سوگیری تأیید (Confirmation Bias)
  8. هزینه‌ی از دست رفته
  9. سوگیری در دسترس بودن (Availability Heuristic) و بازماندگی
  10. وارونه فکر کردن
  11. هزینه‌ی فرصت (Opportunity Cost)
  12. جعبه‌ابزار تصمیم‌گیریت