پث‌وایز

نقطه‌های عطف تاریخ جهان (Turning Points in History) · درس ۲ از ۱۲ · ۱۲ دقیقه

خط و اولین دولت‌ها

ببین چرا اولین نوشته‌ی دنیا یه رسید بود، چطور خط باعث شد بشه غریبه‌ها رو با قانون اداره کرد، و چرا چیزی که نوشته شده هنوز تصویر ما از گذشته رو کج می‌کنه.

قبلش

همه‌چی تو ذهن آدم‌ها بود

تو یه روستای دویست نفره، حافظه و آبرو کافیه. همه می‌دونن کی به کی بز قرض داده. ولی اون مازاد درس ۱ همین‌طور بیشتر شد و حدود ۳۵۰۰ قبل از میلاد، جنوب میان‌رودان (بین‌النهرین) شهر داشت. اوروک ده‌ها هزار نفر جمعیت داشت، با معبدهایی که غله، پشم و آبجو رو تو مقیاس خیلی بزرگ جمع و پخش می‌کردن.

مباشر معبدی که با صدها کشاورز ناآشنا سروکار داره نمی‌تونه به «یادمه که دادی» تکیه کنه. کشاورز هم نمی‌تونه.

چی عوض شد

علامت روی گِل خیس

حدود ۳۳۰۰ قبل از میلاد، حسابدارهای اوروک شروع کردن به فشار دادن علامت روی لوح‌های کوچیک گِلی: یه علامت برای جو، یه علامت برای گوسفند، چند تا خط برای عدد. تو چند قرن این علامت‌ها ساده شدن و به شکل میخ دراومدن که با یه نی بریده روی گل می‌زدن. به این خط می‌گیم خط میخی (Cuneiform).

بیشتر قدیمی‌ترین لوح‌ها حساب‌وکتابن: این‌قدر جو تحویل گرفته شد، به این تعداد کارگر جیره داده شد. نه یه شعر بینشونه، نه یه دعا.

خودت رو امتحان کن

خط تو شهرهای بزرگ معبددار پیدا شد، نه تو روستاهای کشاورزی که چند هزار سال بود وجود داشتن. کدوم توضیح بهتر جور درمیاد؟

  1. روستایی‌ها از شهری‌ها کم‌هوش‌تر بودن و برای همین به فکرشون نرسید
  2. روستاها برخلاف شهرها گِل و نی مناسب برای نوشتن نداشتن
  3. شهری‌ها وقت آزاد بیشتری داشتن و می‌تونستن محض سرگرمی چیز اختراع کنن
  4. فقط انبارهای بزرگی که با غریبه‌ها طرف بودن حسابی داشتن که تو حافظه جا نمی‌شد
جواب رو ببین

فقط انبارهای بزرگی که با غریبه‌ها طرف بودن حسابی داشتن که تو حافظه جا نمی‌شد

درسته. اختراع معمولاً همون‌جایی پیدا می‌شه که یه مشکل واقعاً اذیت می‌کنه. روستا با حافظه می‌چرخه؛ انباری که به هزاران نفر سرویس می‌ده نه.

از چوب‌خط تا ادبیات

  1. چیزها و عددها

    علامت‌های اولیه برای جنس و مقدارن. می‌تونی بنویسی «۵ گوسفند» ولی نمی‌تونی بنویسی «دلم برات تنگ شده».

  2. علامت برای صدا

    کاتب‌ها کم‌کم یه علامت رو برای صداش به کار می‌برن؛ مثل اینکه عکس «شیر» و «از» رو کنار هم بذاری تا «شیراز» خونده بشه. حالا می‌شه اسم و بعد جمله‌ی کامل نوشت.

  3. کاربردهای جدید روی هم جمع می‌شن

    قرارداد، نامه‌ی پادشاه‌ها به هم، مشق مدرسه، ثبت ستاره‌ها، پزشکی، و آخرش داستان‌هایی مثل حماسه‌ی گیلگمش.

  4. بقیه قرض می‌گیرن یا از نو می‌سازن

    خط میخی رو برای زبان‌های زیادی جور کردن، مثل اکدی و ایلامی؛ خط میخی‌شکلی هم که بعدها برای فارسی باستان ساختن از همون الهام گرفته. خط تو چین و تو آمریکای میانه هم جداگانه اختراع شد.

حافظه‌ای بیرون از سر

خط برای یه جامعه مثل هارد اکسترنال کار می‌کنه. یه قول، یه بدهی یا یه قانون حالا می‌تونه از عمر آدم‌هایی که ساختنش بیشتر بمونه، هزار کیلومتر بدون تغییر سفر کنه، و کسی که اونجا نبوده هم بتونه چکش کنه. جایی که این تشبیه جواب نمی‌ده: تو بیشتر تاریخ خیلی کم کسی می‌تونست این هارد رو بخونه. کاتب‌ها سال‌ها درس می‌خوندن، پس چیزی ذخیره می‌شد که برای معبد، کاخ و تاجر مهم بود.

دولت و ساختار حاکمیت (State)

اسم · تاریخ

سازمانی که یه سرزمین و غریبه‌های توش رو با مأمور، مالیات و قانون اداره می‌کنه، نه با رابطه‌ی فامیلی. دولت لیست لازم داره: کی کجا زندگی می‌کنه، کی چقدر بدهکاره، کی خدمت کرده.

یه رئیس قبیله می‌تونه چند هزار نفر رو که قیافه‌شون رو می‌شناسه رهبری کنه. پادشاهی تو بابل که به چند صد هزار نفر حکم می‌کنه کاتب، بایگانی و دستور کتبی می‌خواد.

بعدش چی شد

قانونی که می‌شه بهش اشاره کرد

حدود ۱۷۵۰ قبل از میلاد، حمورابی، پادشاه بابل، دستور داد نزدیک سیصد تا قانون رو روی یه سنگ بلند بکنن و جلوی چشم همه بذارن. اولین مجموعه‌ی قانون نبود، ولی سالم‌ترینیه که به ما رسیده. قانون نوشته‌شده ثابته: قاضی نمی‌تونه یواشکی عوضش کنه و می‌شه حاکم رو هم پای حرف خودش نگه داشت.

این سنگ بعدها به‌عنوان غنیمت جنگی به شوش تو خوزستان امروز برده شد و باستان‌شناس‌ها حدود سال ۱۹۰۰ میلادی همون‌جا از زیر خاک درش آوردن. الان تو موزه‌ی لوور وایساده.

خودت رو امتحان کن

  1. قانون حمورابی: اگه مردی چشم مردی از طبقه‌ی بالا رو کور کنه، چشم خودش رو کور می‌کنن.
  2. قانون حمورابی: اگه مردی چشم یه آدم عادی رو کور کنه، باید یه مقدار نقره بده.

این دو تا قانون کنار هم چی درباره‌ی این جامعه بهت می‌گن؟

  1. قانون نوشته‌شده با همه یه‌جور رفتار می‌کرد
  2. قانون علنی و ثابت بود، ولی مجازات به طبقه‌ی قربانی بستگی داشت
  3. نقره دادن رو بدتر از کور شدن می‌دونستن
جواب رو ببین

قانون علنی و ثابت بود، ولی مجازات به طبقه‌ی قربانی بستگی داشت

آره. خط قانون رو علنی و ثابت کرد، ولی برابرش نکرد. فکر برابری خیلی دیرتر میاد، تو درس ۹.

کی بُرد، کی هزینه داد

بُردن

حاکم‌ها، که حالا می‌تونستن از آدم‌هایی که هیچ‌وقت ندیده بودن مالیات و سرباز بگیرن. تاجرها، که قراردادشون بین شهرها هم اعتبار داشت. کاتب‌ها، یه طبقه‌ی جدید باسواد. نسل‌های بعد، که دانش رو ارث بردن و لازم نبود از صفر یادش بگیرن.

هزینه دادن

کشاورزهای معمولی، که محصول، بدهی و بیگاری‌شون حالا ثبت شده بود و نمی‌شد ازش در رفت. ثبت بدهی می‌تونست زمین یا آزادی یه خانواده رو ازش بگیره. کسی که سواد نداشت محتاج اونی بود که داشت.

خودت رو امتحان کن

امید ۱۰۰۰ تا لوح از یه شهر باستانی رو بررسی می‌کنه. حدود ۹۰۰ تاش رسید معبده و هیچ‌کدوم رو یه کشاورز ننوشته. نتیجه می‌گیره: «این مردم بیشتر به فکر غله بودن و کشاورزها هم حرف خاصی نداشتن.» اشکال این نتیجه چیه؟

  1. هیچ اشکالی نداره: وقتی ۹۰۰ تا از ۱۰۰۰ تا رسیده، عددها خودشون گویان
  2. این‌جور رسیدها احتمالاً بعدها جعل شدن و باید کنارشون گذاشت
  3. نشون می‌دن کی سواد داشته و نهادها چی لازم داشتن، نه اینکه همه چی فکر می‌کردن
  4. هزار تا لوح نمونه‌ی خیلی کوچیکیه و باهاش نمی‌شه هیچ ادعایی درباره‌ی یه شهر کامل کرد
جواب رو ببین

نشون می‌دن کی سواد داشته و نهادها چی لازم داشتن، نه اینکه همه چی فکر می‌کردن

دقیقاً. ترکیب مدرک‌هایی که مونده درباره‌ی ثبت‌کننده‌ها بهت می‌گه. سکوت بایگانی یعنی سکوت زندگی واقعی نیست.

هنوز کجا باهاش سروکار داری

  • «اگه مکتوب نیست، یعنی نشده» یه فکر میان‌رودانیه. فیش حقوق، سند و کارت ملی تو نوه‌نتیجه‌های همونن.
  • قانونی که بتونی بخونیش و بهش استناد کنی یه‌جور محافظه، حتی وقتی خود قانون ناعادلانه‌ست.
  • پرونده و سابقه به هر کی نگهش می‌داره قدرت می‌ده. این برای انبار غله‌ی معبد درست بود و برای هر پایگاه داده‌ی امروزی هم درسته.
  • تاریخ به معنی دقیقش از همین‌جا شروع می‌شه، چون از اینجا به بعد بعضی از مُرده‌ها می‌تونن با کلمه‌های خودشون با ما حرف بزنن.

خودت رو امتحان کن

هر چیز امروزی رو به جدّ میان‌رودانیش وصل کن

جواب رو ببین
  • رسید مغازه → لوحی که جو تحویل‌شده رو ثبت کرده
  • امضا یا مُهر → مُهر کنده‌کاری‌شده که روی گِل خیس می‌غلتوندن
  • مجموعه‌ی قانون منتشرشده → قانون‌هایی که روی یه سنگ جلوی چشم همه کنده شده
  • سال‌ها مدرسه برای نوشتن → «خانه‌ی لوح» که پسرها توش علامت‌ها رو رونویسی می‌کردن

مرور درس

  • خط حدود ۳۳۰۰ قبل از میلاد تو شهرهای میان‌رودان به‌عنوان حسابداری شروع شد، چون حافظه از پس غریبه‌ها و انبارهای بزرگ برنمی‌اومد.
  • بعد بزرگ شد و اسم، قرارداد، قانون و داستان رو هم تو خودش جا داد؛ تو چین و آمریکای میانه هم جداگانه اختراع شد.
  • ثبت و پرونده دولت رو ممکن و قانون رو علنی کرد، ولی برابر نکرد؛ و دست حکومت رو روی مردم عادی محکم‌تر کرد.
  • هر بایگانی فقط یه گوشه از ماجراست: بپرس کی نوشته، چرا، و کی توش نیست.

فقط نخونش، نگهش دار

پث‌وایز هر ایده رو درست قبل از اینکه فراموشش کنی با یه سؤال کوتاه برمی‌گردونه. رایگان روی اندروید و وب، به فارسی و انگلیسی.

Cafe Bazaar Myket باز کردن نسخه‌ی وب

همه‌ی درس‌های این دوره

  1. انقلاب کشاورزی (Agricultural Revolution)
  2. خط و اولین دولت‌ها
  3. امپراتوری‌ها و شبکه‌ی راه‌های ارتباطی (Empires & Road Networks)
  4. جاده‌های ابریشم
  5. کاغذ و ماشین چاپ
  6. مبادله‌ی کلمبی
  7. انقلاب علمی (Scientific Revolution)
  8. انقلاب صنعتی (Industrial Revolution)
  9. عصر انقلاب‌های سیاسی و حقوق شهروندی (Age of Political Revolutions)
  10. برق، نفت و تولید انبوه (Mass Production)
  11. دو جنگ جهانی و یه نظم تازه
  12. انقلاب دیجیتال و تشخیص نقطه‌های عطف تاریخ (The Digital Revolution)