موردهای سخت
پیامد، وظیفه و منش رو با هم روی دوراهیهای واقعی به کار بندازی: ببینی کجا موافقن، وقتی موافق نیستن گرهی اصلی رو پیدا کنی، و دنبال یه گزینهی سوم بهتر بگردی.
| عدسی | میپرسه | نقطهی کورش |
|---|---|---|
| پیامد (بنتام، میل) | کدوم گزینه برای همهی کسایی که تحت تأثیرن بیشترین خوبی رو داره؟ | ممکنه ابزار کردن یه آدم رو توجیه کنه |
| وظیفه (کانت) | همه میتونن طبق قاعدهی من عمل کنن؟ از کسی ابزار میسازم؟ | وقتی وظیفهها تعارض دارن ممکنه خشک باشه |
| منش (ارسطو) | یه آدم عاقل، صادق و مهربون چی کار میکرد؟ | فرمول دستت نمیده |
چطور بخونیشون
هم موافقت و هم مخالفتشون یه چیزی بهت میگه
وقتی هر سه عدسی یه جهت رو نشون میدن، میتونی با خیال راحت عمل کنی. وقتی از هم جدا میشن، گرهی اصلی مسئله رو پیدا کردی و فکرت رو باید همونجا خرج کنی. ارسطو رو از درس ۶ یادته: مهارت سنجیدن همهی اینا تو یه موقعیت مشخص حکمت عملی (Practical Wisdom) ه. هیچ عدسیای جاش رو نمیگیره؛ عدسیها خوراکش رو میدن.
تقلب تو امتحان از هر سه رد میشه: به دانشجوهای درستکار ضرر میزنه، نمیشه همگانیش کرد، و کار یه آدم صادق نیست. راحته. اینکه یه حقیقت سخت رو به یه فامیل بیمار بگی یا نه، ممکنه عدسیها رو از هم جدا کنه. اون موردیه که ارزش داره براش آرومتر فکر کنی.
خودت رو امتحان کن
هر سؤال از کدوم عدسی میاد؟
- کدوم گزینه آدمهای کمتری رو بدبختتر میکنه؟
- میتونم بخوام همه این کار رو بکنن؟
- یه دوست صادق ولی مهربون اینجا چی کار میکرد؟
- اگه میدونست دارم چی کار میکنم، قبول میکرد؟
- کدوم انتخاب منو همون آدمی میکنه که میخوام باشم؟
- این کار تو یه سال آینده جلوی چقدر آسیب رو میگیره؟
جواب رو ببین
پیامد: کدوم گزینه آدمهای کمتری رو بدبختتر میکنه؟, این کار تو یه سال آینده جلوی چقدر آسیب رو میگیره؟
وظیفه: میتونم بخوام همه این کار رو بکنن؟, اگه میدونست دارم چی کار میکنم، قبول میکرد؟
منش: یه دوست صادق ولی مهربون اینجا چی کار میکرد؟, کدوم انتخاب منو همون آدمی میکنه که میخوام باشم؟
کار کردن روی یه مورد سخت
- گزینههای واقعی رو اسم ببر
بنویسشون. بیشتر دوراهیها به شکل «الف یا ب» میان. بپرس یه «ج» هم هست؟
- هر سه عدسی رو امتحان کن
کی سود میبره یا آسیب میبینه؟ همه میتونن اینطوری رفتار کنن و دارم از کسی ابزار میسازم؟ یه آدم خوب چی کار میکرد؟
- پیدا کن کجا از هم جدا میشن
تعارض واقعی همونجاست. خیلی وقتها بین دو تا چیز خوبه، مثل صداقت و مهربونی.
- تصمیم بگیر و بتونی توضیحش بدی
گزینهای رو انتخاب کن که از بیشترین عدسیها سالم رد میشه. اگه نمیتونستی دلیلهات رو به خود کسی که تحت تأثیره بگی، دوباره نگاه کن.
مورد اول
کافهی دوست
مینا میخواد همهی پساندازش رو بذاره تو یه کافه. دوستش نسرین طرحش رو خونده و فکر میکنه فقط اجارهش کافیه که زمینش بزنه. مینا میپرسه: «راستش رو بگو، نظرت چیه؟» پیامد: یه «عالیه» ی راحت ممکنه پسانداز مینا رو به باد بده. وظیفه: دروغ گفتن بهش از هر دو محک کانت رد میشه. منش: حد وسط ارسطو بین رکگویی بیرحمانه و چاپلوسیه: صداقت با ملاحظه.
هر سه موافقن. قسمت سختش این نیست که آیا صادق باشه، اینه که چطور: مشخص، مهربون، دربارهی طرح نه دربارهی خود مینا، و تصمیم رو هم بسپره به خودش.
خودت رو امتحان کن
کدوم جواب نسرین بهتر از هر سه عدسی رد میشه؟
- «فوقالعادهست، برو جلو!»، چون مینا حسابی ذوق داره و زندگی خودشه
- «شکست میخوره و همهچیت رو از دست میدی»، خشک و رک، که پیام حسابی روشن باشه
- هیچی نگه و بحث رو عوض کنه که دربارهی نقشهش طرف کسی رو نگرفته باشه
- «ایدهش رو دوست دارم، ولی نگران اجارهام. میشه عددها رو با هم ببینیم؟»
جواب رو ببین
«ایدهش رو دوست دارم، ولی نگران اجارهام. میشه عددها رو با هم ببینیم؟»
آره. صادقه (وظیفه)، چیزی که مینا برای حفظ پساندازش لازم داره رو بهش میده (پیامد)، و مهربون و مشخصه، همون حد وسطی که ارسطو ستایشش میکرد (منش).
مورد دوم
دوستی که فاکتور بالا مینویسه
بهنام میفهمه فرید، دوست صمیمیش سر کار، به هزینههایی که از شرکت پس میگیره مبلغهای کوچیک الکی اضافه میکنه. پیامد: گزارش دادن ممکنه کار فرید رو ازش بگیره؛ سکوت میذاره قضیه بزرگتر بشه و اعتماد تیم رو به خطر میندازه. وظیفه: قاعدهی «دزدی رو لاپوشونی کن» رو نمیشه همگانی کرد، و کارفرما رو هم فریب میده. منش: وفاداری و صداقت هر دو فضیلتن، و اینجا به دو طرف میکشن.
عدسیها به بهنام جهت میدن، نه یه متن آماده. خیلیها به یه گزینهی سوم میرسن: اول با خود فرید خصوصی حرف بزنه، ازش بخواد تمومش کنه و پول رو برگردونه، و روشن کنه که اگه این کار رو نکنه، بهنام نمیتونه ساکت بمونه.
خودت رو امتحان کن
همکار بهنام میگه: «صداقت فضیلته، پس ارسطو به بهنام میگه همین الان، به هر شکلی، به هر کسی گزارش بده. چطور و کی مهم نیست.»
جواب رو ببین
نادرست
غلطه. از نظر ارسطو فضیلت یعنی عمل کردن در زمان درست، به شکل درست، در برابر آدمهای درست. صداقتی که وفاداری، زمان و شیوه رو نادیده بگیره میتونه به تندی و بیرحمی برسه. برای همینه که سنجیدن نهایی کار حکمت عملیه، نه یه قاعده.
مورد سوم
سؤال مادربزرگ
مادربزرگ سارا دمانس داره. هر بعدازظهر میپرسه شوهرش کجاست. پدربزرگ دو سال پیش فوت کرده، و هر بار که بهش میگن، انگار بار اوله که داغدار میشه. پیامد میگه: خبری رو که فقط درد تازه میاره تکرار نکن. وظیفه میگه: داستان نساز که رفته خرید. منش هم مهربونی میخواد، هم صداقت.
اینجا «الف یا ب»ِ راست یا دروغ یه «ج» رو قایم کرده. خیلی از مراقبها یاد میگیرن به حس پشت سؤال جواب بدن: «داری بهش فکر میکنی. ازش برام تعریف کن.» نه داغ تازه، نه داستان ساختگی.
خودت رو امتحان کن
امیر، برادر سارا، میگه خانواده باید بین دو گزینه یکی رو انتخاب کنه. بهترین جواب چیه؟
- راست میگه: یا هر بار حقیقت رو بگن یا یه دروغ مهربون، و عدسی پیامد میگه دروغ
- راست میگه: کانت تکلیف رو روشن کرده، پس هر بار که پرسید باید خبر رو از اول تکرار کنن
- اول دنبال گزینهای بگردن که هیچ عدسیای باهاش مشکل نداره، مثل خاطرههاش
- نمیشه تکلیفش رو هیچجوره روشن کرد، پس هر کدوم زحمتش کمتره رو انتخاب کنن
جواب رو ببین
اول دنبال گزینهای بگردن که هیچ عدسیای باهاش مشکل نداره، مثل خاطرههاش
آره. وقتی عدسیها از هم جدا میشن، اولین قدم اینه که چک کنی دوراهی واقعیه یا نه. اینجا یه گزینهی سوم هم به احساسش احترام میذاره و هم فریبش نمیده.
چیزی که از این درس با خودت میبری
- هر سه عدسی رو امتحان کن؛ موافقت یعنی عمل کن، مخالفت مشکل اصلی رو نشونت میده.
- خیلی از دوراهیها «یا این یا اون»ِ دروغین ان، همون دوراهی کاذب درس ۳. قبل از انتخاب دنبال گزینهی ج بگرد.
- موردهای سخت خیلی وقتها دعوای خوب با خوبه: صداقت با مهربونی، وفاداری با انصاف.
- با عدسیای که کمتر از همه دوستش داری بحث کن، که اخلاق وکیل چیزی نشه که از اول میخواستی.
خودت رو امتحان کن
- پریسا قول داده بود بیاد نمایشگاه کوچیک دوستش. یه کار با پول بهتر برای همون شب پیدا میشه و به دوستش میگه نمیاد.
- پریسا قول داده بود با یه دوست بره قهوه بخوره. یه ساعت قبلش پدرش رو میبرن بیمارستان و قرار رو کنسل میکنه.
بیشتر آدمها، و هر سه عدسی، کنسل کردن دوم رو قبول دارن ولی اولی رو نه. چرا؟
- خانواده همیشه اوله، قول هر چی که بوده و به هر کسی که داده شده
- یه اضطرار که دوستش میبخشه، در برابر زیر قول زدن به خاطر پول
- قول فقط وقتی واقعاً مهمه که برنامه عمومی باشه و بقیه ببینن، مثل نمایشگاه
- کنسل کردن اول هم اشکالی نداره، چون آخرش قول فقط یه مشت حرفه
جواب رو ببین
یه اضطرار که دوستش میبخشه، در برابر زیر قول زدن به خاطر پول
آره. پیامد بیمارستان رو با یه قهوه میسنجه؛ کانت میپرسه دوستش میتونه موافق باشه یا نه، و هست؛ یه دوست خوب میگه «برو!». هیچکدوم از اینا برای یه کار پُردرآمدتر صدق نمیکنه.
مرور درس
- پیامد، وظیفه و منش هر کدوم چیزی رو میگیرن که بقیه جا میندازن؛ از هر سه استفاده کن.
- وقتی موافقن، عمل کن. وقتی از هم جدا میشن، تعارض واقعی رو پیدا کردی.
- «الف یا ب» رو زیر سؤال ببر: یه گزینهی سوم خیلی وقتها به چیزهای مهم بیشتری احترام میذاره.
- سنجیدن نهایی کار حکمت عملیه، و با تمرین صادقانه بهتر میشه.